امّ سلمه می گوید روزى رسول خدا صلي الله عليه و آله در اتاق من نشسته بود و فرمود: كسى بر من وارد نشود. من بيرون اتاق منتظر ماندم. در اين هنگام حسين عليه‌السلام وارد اتاق شد. صداى هق هق رسول خدا صلي الله عليه و آله را شنيدم كه مى‌گريست.به داخل اتاق نگاهى افكندم ديدم حسين در بغل پيامبر صلي الله عليه و آله است و آن حضرت به پيشانى او دست مى‌كشد و مى‌گريد. عرض كردم: به خدا، متوجه نشدم كه او وارد شد.پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: جبرئيل در اتاق با ما بود و گفت: او را دوست دارى؟ گفتم: از دنيا آرى همين‌ها را دوست دارم جبرئيل گفت: بدان كه امّت تو، اين را در سرزمينى به نام كربلا خواهند كشت. جبرئيل، از خاك آن جا مقدارى برداشت و به پيامبر صلي الله عليه و آله نشان داد.
 

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 آبان 1394  | 03:35 ب.ظ | نویسنده : محمد معزی زاده | نظرات 0

عظمت و زیبایی های کربلا بیشمارند اما چند نمونه برای یادآوری بیان می شوند.
1- زیباترین خواهش یک زن { همراه کردن زهیر با امام حسین (ع) توسط همسرش}
2- زیبا ترین بازگشت { توبه حر و الحاق با سپاه امام حسین
(ع)}
3- زیباترین وفا داری { نخوردن آب در شط فرات ابالفضل (ع) }
4- زیبا ترین جنگ { نبرد حضرت علی اکبر (ع) با دشمن}
5- زیبا ترین واکنش { پرتاب کردن سر و هب توسط مادر ش به طرف دشمن}

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 14 آبان 1394  | 11:50 ب.ظ | نویسنده : محمد معزی زاده | نظرات 1
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید